آیا میدانید که مزار امیرکبیر که در همام فین کاشان کشته شد در شهر کربلا در کشور عراق می باشد؟؟؟ من در این باره هیچ آگاهی نداشتم و از همین رو بر این شدم که این را در این وبگاه پست کنم
Tuesday, January 11, 2011
Wednesday, January 5, 2011
عکسبرداری از پلنگ در منطقه حفاظت شده دنا
خبرهای خوب از ایران زیاد رسانه ای نیست و برای همین من دوست ندارم سایت های خبری رو بخونم اما این بار خیلی خوشحالم که یک خبر خیلی خوب راجب به مهیت زیست شنیدم. از یک پلنگ ۱ سال و نیمه در منطقه هفازت شده ی دنا عکس برداری شد.
سبزپرس- گروه محیط طبیعی: منطقه حفاظت شده دنا که اخیرا به عنوان دهمین ذخیره گاه بیوسفری ایران در فهرست ذخیره گاههای بیوسفری جهان در یونسکو به ثبت رسیده ، این روزها به یکی از پرخبرترین مناطق تحت حفاظت سازمان محیط زیست در محدوده زاگرس مرکزی تبدیل شده است. در تازه ترین رخداد، همکاران محقق پروژه حفاظت از تنوع زیستی زاگرس درجریان طرح شناسایی گونه های جانوری این منطقه، موفق به عکسبرداری از یک پلنگ جوان شدند که سر یک بز وحشی را در دهان گرفته بود.
منبع خبر :
Tuesday, January 4, 2011
نامه ای که مرا واداشت در اینجا یادداشتش کنم
حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را سد در سد بسازند!!!
اگر A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z برابر باشد با
1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 21, 22, 23, 24, 25,26
آیا برای خوشبختی و موفقییت تنها تلاش سخت كافیست؟ تلاش سخت (Hard work)
H+A+R+D+W+O+ R+K
8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%
آیا دانش سد در سد ما را به موفقییت می رساند؟ دانش (Knowledge)
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%
عشق چگونه؟ عشق (Love)
L+O+V+E
12+15+22+5=54%
خیلی از ما فکر می کردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟ پس چه چیز 100% را می سازد؟؟؟ پول (Money)
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72%
رهبری (Leadership)
L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P
12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%
اینها كافی نیستند پس برای رسیدن به اوج چه باید كرد؟ نگرش (Attitude)
1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%
آری اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوز کنیم زندگی 100% خواهد شد.
نگرش همه چیز را عوز می کند، نگاهت را تقییربده چشمهایت را دوباره بشوی همه چیز عوز می شود
Saturday, December 4, 2010
آتش زبانه میکشد
جنگل های شمال ایران در آتش میسوزد. در اخبار خوندم که ازاستان گلستان به جنگل های استان مازندران هم کشیده شده. امیدوارم هر چه زودتر این آتش سوزی مهار بشه اما اون درخت ها دیگه هیچگاه بر نمیگرده. هیواناتی که در این آتش سوزی از بین میروند هم به سختی جایگزین خواهند شد و یا شاید هم برای همیشه از بین میروند. یک سری هم به روستاها پناه می برند. امیدوارم مردم بهشون پناه و غذا بدهند و گرفتار ترس و خشم مردم نشوند.
جالب اینه که در همین هال شمال اسرائیل هم در هال سوختن هستش و کمک های منتقه ای برای خاموش کردن آتش در جریان هستش اما هیچ کس، تکرار میکنم هیچ کس یک ستل آب هم به ما کمک نکرده. ما همیشه تنها ایستاده ایم. همیشه تنها ... چرا ؟ آیا این ارزشی قابل دفاع هستش ؟ یا تاوان یک رشته از کارها و افکار خودمون هستش ؟؟؟ این تنهایی ما تنها مربوت به جریان هسته ای هم نیستش و از سال های سال پیش به این سو ادامه داشته. ما همیشه در داشتن متهد های منتقه ای تنبل بودیم و اونهایی هم که با ما بودند در شرایط سخت در کنارمون نبودند
به امید ایرانی آباد و آزاد
آنهائی که رفته اند . . . آنهائی که مانده اند
سخنی در باره ی زندگی. این گفتار از قانون تک هرفی پیروی نمیکند و با پست الکترونیک به دست من رسیده است. نویسنده گمنام می باشد و خاندن این نوشته را به شما پیشنهاد میکنم :
"آنهايي که (از ايران) رفته اند ايميلشان را در حسرت نامه از آنهايي که مانده اند باز مي کنند و از اين که هيچ نامه اي ندارند کلافه مي شوند.
آنهايي که (در ايران) مانده اند هر روز…نه…يک روز در ميان ايميلشان را چک مي کنند و از اين که نامه اي از آنهايي که رفته اند ندارند کفرشان در مي آيد.
آنهايي که رفته اند همانطور که دارند يک غذاي سردستي درست مي کنند تا تنهايي بخورند فکر مي کنند آنهايي که مانده اند الان دارند دور هم قورمه سبزي با برنج زعفراني مي خورند و جمعشان جمع است و مي گويند و مي خندند.
آنهايي که مانده اند همان طور که دارند يک غذاي سردستي درست مي کنند فکر مي کنند آنهايي که رفته اند الان دارند با دوستان جديدشان گل مي گويند و گل ميشنوند و از ان غذاهايي مي خورند که توي کتاب هاي آشپزي عکسش هست.
آنهايي که رفته اند فکر مي کنند آنهايي که مانده اند همه اش با هم بيرونند. کافي شاپ، لواسان، بام تهران و درکه مي روند .خريد مي روند…با هم کيف دنيا را ميکنند و آنها را که آن گوشۀ دنيا تک افتاده اند فراموش کرده اند.
آنهايي که مانده اند فکر مي کنند آنهايي که رفته اند همه اش بار و ديسکو مي روند و خيلي بهشان خوش مي گذرد و آنها را که توي اين جهنم گير افتاده اند فراموش کرده اند.
آنهايي که رفته اند مي فهمند که هيچ کدام از ان مشروب ها باب طبعشان نيست و دلشان مي خواهد يک چاي دم کردۀ حسابي بخورند.
آنهايي که مانده اند دلشان ميخواهد بروند يکبار هم که شده بروند يک مغازه اي که از سر تا تهش مشروب باشد که بتوانند هر چيزي را مي خواهند انتخاب کنند.
آنهايي که رفته اند همانطور که توي صف ادارۀ پليس براي کارت اقامتشان ايستاده اند و مي بينند که پليس با باتوم خارجي ها را هل مي دهد فکر مي کنند که آن جهنمي که تويش بودند حداقل کشور خودشان بود.
آنهايي که مانده اند همانطور که گشت ارشاد با باتوم دخترها را سوار ماشين مي کنند فکر مي کنند که آنهايي که رفته اند الان مثل آدم هاي محترم مي روند به يک ادارۀ مرتب و کارت اقامتشان را تحويل مي گيرند.
آنهايي که مانده اند فکر مي کنند آنهايي که رفته اند حق ندارند هيچ اظهار نظري در هيچ موردي بکنند چون دارند انور حال مي کنند و فوراً يک قلم برمي دارند و اسم انوري ها را خط مي زنند.
آنهايي که رفته اند هي با شوق بيانيه ها را امضا مي کنند و مي خواهند خودشان را به جريان سياسي کشوري که تويش نيستند بچسبانند.
آنهايي که مانده اند در حسرت بي.بي.سي. و صداي آمريکا بدون پارازيت کلافه مي شوند و دائم پشت ديش هستند.
آنهايي که رفته اند پاي اينترنت، دنبال شبکه 3 و فوتبال با گزارش عادل يا سريال هاي ايراني و اخبارهايي با کلام پارسي و ايراني هستند.
آنهايي که مانده اند مي خواهند بروند.
آنهايي که رفته اند مي خواهند برگردند.
آنهايي که مانده اند از آن طرف مدينه فاضله مي سازند.
آنهايي که رفته اند به کشورشان با حسرت فکر مي کنند.
اما هم آنهايي که رفته اند و هم آنهايي که مانده اند در يک چيز مشترکند:
آنهايي که رفته اند احساس تنهايي مي کنند. آنهايي که مانده اند هم احساس تنهايي مي کنند.
بايد زندگي کردن را بياموزيم اين چندان به ماندن و رفتن ربطي ندارد ."
Wednesday, November 24, 2010
دختر طلایی ایران بر بام آسیا
هنگامی که دخترهای ایرانی در مسابقات جهانی پیروز میشوند من در پوست خود نمیگنجم. هزارها باید و نباید که برای همه ی ما در ایران وجود دارد، اما دخترها به تور کلی زیر فشار بی اندازه بیشتری هستند. اونها باید همه چیز خود رو کنترل کنند و به همه ی اهساسات و قریزه های خود افسار بزنند تا به انتزارات جامعه ی خود رو برآورده کنند. این به نزر من به هیچ رویی درست نیست و سبب خیلی از ناهنجاری ها میشه و ... اما اینکه با تمام این مهدودیت ها دختران ایرانی از نردبان موفقیت بالا میروند و با تمام باید ها و نباید ها و نیروهایی که در سدد نگهداری آنها در پشت درهای بسته هستند خود را به سکوی تلایی آسیا میرسانند برای من خیلی دلچسب است ... اما این خبر آخری که شنیدم باعس شد خیلی عسبانی بشم. از این دختر تلایی ایران پاداشی رو که به همه ی ورزشکارهای مرد داده اند دریغ کرده اند و اون هم به این دلیل که اون ازدواج نکرده هنوز !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ی
با امید ایرانی آباد و آزاد برای همه ایرانیان و به خسوس دختران ایران زمین.
Tuesday, November 2, 2010
دردسرهای گواهینامه رانندگی در دیار شمالی
به زودی آزمون رانندگی دارم ... در نروژ نسبت به قانونهای رانندگی خیلی سخت گیر هستند و مردمش هم خیلی به این قوانین اهترام میگزارند. بزرگترین تفاوت با ایران در این قانون ها در این هستش که یک جورهایی فرعی نسبت به اسلی حق تقدم داره و قانون "دست راست" بر قراره. به توری که اگر در یک مسیر اسلی در هال هرکت هستیم و هیچ تابلویی مشاهده نمیشه که به ما نشون بده که ما در یک شاهراه هستیم همیشه خیابان های دست راست که فرعی می باشند نسبت به ما حق تقدم دارند ... همچنین درست قرار گرفتن در هنگام ورود به میدان و چرخیدن به تور کامل در میدان و قتع نکردن آن یکی دیگر از تفاوت هایی هستش که زیاد استفاده میشه و میتونه گیج کننده باشه
Subscribe to:
Posts (Atom)

